قاصدك
کنارم نشسته ای
ولی دور دور
خیلی دور تر از من
قاصدک آمد
خیالت گم شد
چرا
قاصدک را پر دادی؟
گو برگ سبز درویش
را به شهر دودی
میان سکه ها چرا گم کردی؟
پلک می زنم
هیچ
و دور تر از تو نگاهت میکنم
مثل پر زدن
میپری
و حاصل هیچ
تفسیم به هیچ میشود
+ نوشته شده در شنبه دهم فروردین 1387ساعت 15:43  توسط آرمان تیمور
|
