از یاد رفته بودم
او میگذشت آرام
من باز مانده بودم
او میشکست پیاله
من هم مثال مجنون
می خورده همچو فرهاد
درياد روي شيرين
رودی به کوه کشیده
در کوه مرده بودم
او چهره پوش میشد
من بی نقاب و بیدل
بی یار مانده بودم
او دل شکسته میخواست
با گریه دل شکستم
چینی شکسته ها را
با ناز، بند میزد
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 9:46  توسط آرمان تیمور
|
