کوچ
نشسته به نامم سفر
کوله ام را پر از یاس کن
در التهاب قلب من
به عشق رفتنم
تا سحربه آسمان نگاه کن
یکی یکی ستاره را
به دست نازک خیال خود
به اسب سرنوشت من سواركن
ميروم به كوچ
بیا به کوچه ها
به رهگذر سلام کن
به شبنمی که روی یاسها
نشسته در سحر ز چشم خيس من
غسل از اين و آن گناه کن
انعکاس روی توست
به روي آب بركه
يك نظر به آب كن
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 11:21  توسط آرمان تیمور
|
