مست
========
به گوشه ميخانه
از شراب تو
يك جرعه مي نخورده
مست و خراب شدیم
يك خط بي نشان شديم
در دفتر زمان
دريغا از این عمر كه رفت
ولي به عشق روي تو
بار دگر جوان شديم
قطره بوديم در حباب زمان
به ديدن خورشيد روي تو
سبزاز اين نگاه شديم
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 10:42  توسط آرمان تیمور
|
نگاه تو
دستم اگر بلرزد امشب
دلم هنوز
مي نويسم
نامه اي برای دوست
كه دل ميلرزد هنوز
به نام خوب تو
بهار سبزه ميكند
ماهي به تنگ
ميزند سر به شيشه
در اوج خلصگي
شكسته ام
ازاين شراب كهنه باز
هر روزه مستي
به روزه باز
در اين گيجي بي سر پناه دل!
درخيال من
بيا هنوز
چند سال مانده تا شراب ناب؟
چند روز مانده تا عيد نو هنوز؟
چند لحظه مانده تا فصل غنچه ها؟
چند ثانيه مانده است تا وصال دوست؟
چشمم به راه مانده
تا در نگاه تو
گره خورد
نگاهم در نگاه دوست...
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 13:38  توسط آرمان تیمور
|