طوفان
نگذاريم که كرمي لب سيبي بگزد
و به باغي كه بهار
تازه بيتوته به آن كرده هوا
بگريزيم
از انبوه هواي خفقان
در گذر از شب تاريك
به مهتاب
سلامي بكنيم
گوشه بال ملائك بگيريم به صفا
تا
كه خواب شب تاريك زمستان نپرد
مثل يك خم
به خود جوش خوريم
باعث مستي لبهاي
عاشق باشيم
سر انگشت
به نفرت
به كسي
تهمت تاريكي شب را نزنيم
تا هوا هست به يك بوسه
زدلدار خوش باشيم
زيريك كاج بلند
سايه بيد هوايي بخوريم
خيره در نور خدا
آبي مهتاب
ساعتها
در تجربه عشق به عادت
به سيبي كه هنوز
مزه تلخ لبي را نچشيده است
به نفرت
به فساد
بوسه باران نكنيم
هر شبی تاريكي را
ما به دريا نزديكيم
مزه باران را بچشيم
آبي باشيم
زورقي بايد ساخت
طوفان مي آيد
باران مي آيد
نوح به نزديكي آب
منتظراست
+ نوشته شده در شنبه ششم آبان 1385ساعت 11:45  توسط آرمان تیمور
|
