صداي من
آواي من به معبد خورشيد
مثل ذره ها
اگر جه پيچيده در خود است
فرياد بي صداي من
مثل يك بلورنازك
اين دل شكستني است
آنگونه مي زنم صدا
تا سقف آسمان
شكست دل براي يار
صدايي شنيدني است
تكرار ميشوم
اگر كه زنده ام هنوز
اين تن زبند لحظه ها
شايد رهيدني است
گر جه پرده نشين است يارم
نديدني است
آهنگ شعر من
به گوش يارم شنيدني است
صدايم كن صداي من
مانده است در گلو
اين گريه ها ي من
مثل كبوتران حرم
شايدپريدني است
+ نوشته شده در شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 19:21  توسط آرمان تیمور
|
اشك
صداي پاي باران است
كه ميايد آرام از ديدگان من هر شب
مويه هاي شبانه ام
چكه چكه ميكند در من
اگر باور كني
مژدگان اين بشارت از من نيست
هزار وادي به اشك من ميشود سيراب
اگر خدا ببارد اشك
از چشم خيس من تا صبح
به روي برگ گلي
كه دوش غنچه زد در من
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 11:40  توسط آرمان تیمور
|
نگاهم كن
سير سير نگاهم كن
براي آخرين لحظه
خوب خوب نگاهم كن
من از جنس شب نبودم
متروي باران ميرود
زود زود نگاهم كن
به دستانت گرمي است
كه هديه دادي براي آخرين لحظه
يك بار ديگر نگاهم كن
براي خاطرفردا
كه من نيستم اينجا
هواي تازه نيست
مگر به پلك شبهاي زود گذر
درخیال ما
كه ازعمر من -رفت هر شب
گذشت روزهاي من
امشب خوب خوب نگاهم كن
كه من دلم گرفته
خوب خوب مثل تو هر شب
+ نوشته شده در سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 19:26  توسط آرمان تیمور
|