|
شعر
|
وقت ديدار
به وقت دیدار کوچ میکنی
محصول تلخ شبهای سرد من
اگر صدایت کنم سر به زیر...
نه..
بیخیال من
برو
ز پیش سوخته تر
بیش میشوم
بگوکی میدهی بال و پر به من
ای بال و پر گرفته
به روياي من در هوای عاشقی
دچار مهر غریبی شدم
به حرمت چشمان سبز تو
دچار حال غریبی به حال دل
دچار بودن بودی
که بودا بود
ولی به روز وصل به باد رفت
هر چه حال بود به هرزگي
به حرمت دستان خالیم
دچار به رنگ زمین
به وصل نیلی شبهای پر ستاره در کنارکویر
نگاه کن به ماهی
ترکش خورده در رود
کمر شکته به سیلی باد
ني ها
به موج مرده
به جذر هوا
به عکس
لرزه گرفته در آن اب روان
برو که تشنه در عطش
لب به لب نشسته
این دچار غریب
به طعم بوسه کالی در این قضای غریب
همیشه پر
دستان خالیم
به حرمت توست
برو نگاه نکن به پست سر که منم
نشسته در خاکم
به وقت وصل
کوچ میکنی
ای دچار غریب

رقص شمشیر
-----------
اينجا زمين. گلگون به خون لاله هاست
فردا چو پروانه ها
يكي يكي به دور شمع
پر باز ميكنند
در رقص شمشيرها
سوخته بال و پر پرواز میکنند
نگو اينجا کجاست
نگو كرب است
نگو بلاست.
اينجا شروع آغاز لاله هاست
اينجا تشنگي عطش نيست
عشق است كه له له ميزند
به لبها ي مشتاق كربلا
نريز اشك
كه جشن عاشقي است
براي قاسم و اكبر
چوشيرين تر از عسل
نوش ميكنند
ودراوج تشنگی
فرو مینهد به رود آب زدست
در اوج عاشقی صدا ميزند
يا اخا ادرك اخا
فردا زمين كربلا
پر از بلاست
چون به روي خاكش
سرور عشاق نیست
فردا گرفته خاك
جسم عاشقان
به سم ستوران
غرقه در خون
چاک چاک ميشوند
کسی ندیده مرا؟..
گم شده ام
کسی مرا به شوط آب
آن سو طرف
به زیر ماه ؟
کسی مرا گم کرد
که در عطش گرفت
نبض آرام ماه را
کسی مرا ندیده در تموج موج؟
به جذر مد و هوا؟
شاید كمي كه گم شده ام
در زمینه تاریک لحظه های كسي
كه در من غلیظ ناله میکند غزل
شکسته ام
صدایم کن
شاید که رفته ام
شايد كمي گم شده ام...


سه تار
می شود از آهن تفتیده صدها خانه ساخت
می شود توپ و تفنگ، خمپاره ساخت!
می شود با دست نازی مهربان
آهن تفتیده گردد صد سه تار
می شود تاری به دل گاهی نواخت
می شود انگشتری هم بهر یار

غربت
به شرط نگاه
توبر من
كه در دلم به آرزوي آن
هزار وادي
براي ديدنت
هراسانم
پير خاموش
به گوشم خواند
دوباره ميشود به شهري
نشانه رفت تيرآرش را
كه در كمان او عشق
در دل پرخون
تبيدني باشد
مثل تو
نقشی کشیدم برای تو
بی رنگ و بی ریا
نقشی بدون مو
ابرو كمان اما
بدون رنگ
نقشي بدون تو
سرها براه
و جهد من
رازي كه سر به مهر
رسواترین
آري مثال تو
ماه رمضان مبارک
چنان كه ماه
عكس ازحوض كوجك
خانه ام گم شد
و ماهي سرخ كودكانه ام
سخت حان داد
و من كه بي تو
نصف ميشوم
مثل ما
كه در غربت
بدون ما هميشه غمگین است

پرواز
